مراد على شمس
422
با علامه در الميزان ( فارسى )
خود خداى تعالى در كلام مجيدش فرمود : « وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً » « 1 » يعنى خلق نمىتواند احاطه علمى به خدا پيدا كند ، ( دليلش هم بسيار بديهى است و آن اين است كه مخلوق گنجايش درك خالق را ندارد ، او دربارهء خدا هرتصورى بكند مخلوق خودش است نه خالقش ) ، و اما صفات خداى تعالى در قرآن كريم بهترين شاهد است بر اينكه مىتوان خداى تعالى را از راه صفاتش شناخت ، و نه تنها مىتوان بلكه در آياتى بسيار تشويق به اين كار نيز شده است . « 2 » س 400 - قرآن كريم چه طريقهاى را براى تفكر پيشنهاد كرده است ؟ ج - هيچ ترديدى نداريم كه حيات انسانى ، حياتى است فكرى ، نه چون حيوانات غريزى و طبيعى . هرقدر فكر صحيحتر و كاملتر و استوارتر باشد قهرا زندگى انسانى استوارتر خواهد بود . خداى تعالى هم در كتاب عزيزش به طرق مختلف و اسلوبهاى متنوّع به اين حقيقت اشاره نموده ، « 3 » و نيز بيان كرده كه فكر صحيح و طريقهء درست تفكّر ، انسان را به چه چيزهايى هدايت مىكند ، از آن جمله فرموده : « إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ، اين قرآن انسانها را به معارفى هدايت مىكند كه استوارتر از آن هيچ حقيقتى وجود ندارد » ، « 4 » يعنى به ملّتى و يا سنّتى و يا به عبارت ديگر طريقهاى هدايت مىكند كه استوارتر از آن نيست ، و بههرحال آن طريقه و سنّت صراطى است حياتى ، كه استوارتر بودن آن از طرق ديگر ، موقوف بر
--> ( 1 ) . سورهء طه ، آيهء 110 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 141 . [ با تصرف ] ( 3 ) . ر . ك : سورهء انعام ، آيهء 122 ؛ سورهء زمر ، آيهء 9 و 18 ؛ سورهء مجادله ، آيهء 11 . ( 4 ) . سوره اسرى ، آيه 9 .